از صولى روایت شده که گفت: مادر بزرگم[که مدّتى افختار خدمتکارى امام رضا علیه السلام نصیبش شده بود] به ما گفت:
امام رضا علیه السلام پس از خواندن نماز صبح در اول وقت، سر به سجده مىگذاشت، تا هنگامى که آفتاب بالا مىآمد، سپس براى رسیدگى به امور مردم [و بر طرف نمودن حوائج آنان] مىنشست و یا سوار شده پىکارهاى دیگر مىرفت.
امام رضا علیه السلام پس از خواندن نماز صبح در اول وقت، سر به سجده مىگذاشت، تا هنگامى که آفتاب بالا مىآمد، سپس براى رسیدگى به امور مردم [و بر طرف نمودن حوائج آنان] مىنشست و یا سوار شده پىکارهاى دیگر مىرفت.
ابراهیم بن عباس مىگوید:
هرگز ندیدم که امام رضا علیه السلام با سخن خود کسى را برنجاند و سخن کسى را قطع کند، تا این که سخن خود را تمام بکند، و هرگز حاجت کسى را که توان اداى آنرا داشت ردّ نمىکرد.
هرگز ندیدم که امام رضا علیه السلام با سخن خود کسى را برنجاند و سخن کسى را قطع کند، تا این که سخن خود را تمام بکند، و هرگز حاجت کسى را که توان اداى آنرا داشت ردّ نمىکرد.
معمّر بن خلاّد گوید:
امام رضا علیه السلام به هنگام خوردن غذا، سینى بزرگى برایشان آورده مىشد و در کنار سفرهاش قرار مىگرفت، و آن حضرت از بهترین غذاهایى که برایشان آورده مىشد، مقدارى بر مىگزیدند و در آن مىنهادند، سپس آن را براى فقراء مىفرستادند.
امام رضا علیه السلام به هنگام خوردن غذا، سینى بزرگى برایشان آورده مىشد و در کنار سفرهاش قرار مىگرفت، و آن حضرت از بهترین غذاهایى که برایشان آورده مىشد، مقدارى بر مىگزیدند و در آن مىنهادند، سپس آن را براى فقراء مىفرستادند.
ابراهیم بن عباس مىگوید:
امام رضا علیه السلام صاحب احسان و صدقه نهانى بود و در بیشتر اوقات در شبهاى تاریک این عمل را انجام مىداد، و هر کسى گمان کند که در فضیلت همانند او را دیده است هرگز او را تصدیق نکنید.
امام رضا علیه السلام صاحب احسان و صدقه نهانى بود و در بیشتر اوقات در شبهاى تاریک این عمل را انجام مىداد، و هر کسى گمان کند که در فضیلت همانند او را دیده است هرگز او را تصدیق نکنید.
ابوالحسین بن محمد که کاتب امام رضا علیه السلام بود مىگوید: امام رضا علیه السلام فرزند خود امام محمد تقى علیه السلام را در حالی که کودکى بیش در مدینه نبود، جز با کنیهاش یاد نمىکردند و مىفرمودند:
پسرم ابوجعفر علیه السلام به من این چنین نوشته، و از او با تعظیم یاد مى کردند و در نهایت بلاغت و زیبائى جواب نامه هایشان را پاسخ مى دادند.
پسرم ابوجعفر علیه السلام به من این چنین نوشته، و از او با تعظیم یاد مى کردند و در نهایت بلاغت و زیبائى جواب نامه هایشان را پاسخ مى دادند.
ابراهیم بن عباس گفت: امام رضا علیه السلام بیشتر اوقات این شعر را زمزمه مىکردند.
هنگامى که در ناز و نعمت هستى به آن مغرور مباش، بلکه بگو خدایا نعمتت را تمام کن و سلامتى بده.
هنگامى که در ناز و نعمت هستى به آن مغرور مباش، بلکه بگو خدایا نعمتت را تمام کن و سلامتى بده.
ابـن شعـبه حرّانى مىگوید: امام رضا علیه السلام هروقت که مىخواستند نیازمندى هایشان را یادداشت کنند، این چنین مىنوشتند:
بسم اللّه الرحمن الرحیم ان شاء اللّه به خاطر مى آورم. سپس هر چه را مى خواستند، مى نوشتند.
بسم اللّه الرحمن الرحیم ان شاء اللّه به خاطر مى آورم. سپس هر چه را مى خواستند، مى نوشتند.
از محمد بن جهم نقل شده که گفته است:
امام رضا علیه السلام [از میان میوهها] انگور را بیشتر دوست مىداشتند.
امام رضا علیه السلام [از میان میوهها] انگور را بیشتر دوست مىداشتند.
یونس بن عبدالرحمان مىگوید: از امام رضا علیه السلام نقش نگین انگشتر خود و پدرش را پرسیدم؟ امام علیه السلام فرمودند:
نقش نگین انگشتر من این است: «ما شاءَ اللّهُ لاقُوَّةَ إلاّ باللّهِ» آن چه را که خدا بخواهد آن خواهد شد و هیچ قدرتى براى غیر خدا وجود ندارد و نقش نگین انگشتر پدرم «حَسْبِىَ اللّهُ» خدایم کفایت مىکند. و آن همان انگشترى است که با آن مهر مىزنم.
نقش نگین انگشتر من این است: «ما شاءَ اللّهُ لاقُوَّةَ إلاّ باللّهِ» آن چه را که خدا بخواهد آن خواهد شد و هیچ قدرتى براى غیر خدا وجود ندارد و نقش نگین انگشتر پدرم «حَسْبِىَ اللّهُ» خدایم کفایت مىکند. و آن همان انگشترى است که با آن مهر مىزنم.
از ابى عباد نقل شده که گفت:
بساط امام رضا علیه السلام در تابستانها حصیر و در زمستانها گلیم پشمى و پوشش آن بزرگوار لباس خشن بود، و هنگامى که براى مردم ظاهر مىشد خودش را براىآنان مىآراست.
بساط امام رضا علیه السلام در تابستانها حصیر و در زمستانها گلیم پشمى و پوشش آن بزرگوار لباس خشن بود، و هنگامى که براى مردم ظاهر مىشد خودش را براىآنان مىآراست.
ابن شهر آشوب مىگوید: سفیان ثورى امام رضا علیه السلام را در لباس خز مشاهده کرد، گفت اى فرزند پیامبر! اگر لباسى بىارزشتر از این مىپوشیدید[بهتر بود]، امام رضا علیه السلام فرمودند:
دستت را بیاور، سپس دستش را گرفت و آن را زیر آستینش برد، در زیر آن، لباس خشن پشمى را ملاحظه کرد، امام فرمودند: اى سفیان لباس خز براى مردم است و لباس خشن براى خداست
دستت را بیاور، سپس دستش را گرفت و آن را زیر آستینش برد، در زیر آن، لباس خشن پشمى را ملاحظه کرد، امام فرمودند: اى سفیان لباس خز براى مردم است و لباس خشن براى خداست
ابن ابى الحدید معتزلى یکى از علماى بزرگ اهل سنت مىگوید:
على بن موسى الرضا علیه السلام داناترین، باسخاوتترین و بزرگوارترین مردم از جهت اخلاق و رفتارهاى انسانى بود.
على بن موسى الرضا علیه السلام داناترین، باسخاوتترین و بزرگوارترین مردم از جهت اخلاق و رفتارهاى انسانى بود.
ابراهیم بن عباس مىگوید:
امام رضا علیه السلام را هرگز ندیدم که یکى از غلامان و خدمتکارانش را ناسزا بگوید و یا آب دهانش را به زمین انداخته و در خندهاش قهقهه نماید بلکه خنده او تبسم بود.
امام رضا علیه السلام را هرگز ندیدم که یکى از غلامان و خدمتکارانش را ناسزا بگوید و یا آب دهانش را به زمین انداخته و در خندهاش قهقهه نماید بلکه خنده او تبسم بود.
رجاء بن الضحاک مى گوید:
امام رضا علیه السلام هنگامى که «قل هواللّه» مى خواند، آهسته مى گفت [اَللّه احد] «خدا یکىاست» وقتى از خواندن آن فارغ مى شد: سه بار مى فرمودند: [کذلک اللّه ربّنا] خدایم این چنین است.
امام رضا علیه السلام هنگامى که «قل هواللّه» مى خواند، آهسته مى گفت [اَللّه احد] «خدا یکىاست» وقتى از خواندن آن فارغ مى شد: سه بار مى فرمودند: [کذلک اللّه ربّنا] خدایم این چنین است.
رجاء بن ابى ضحّاک مىگوید: دعاى قنوت امام رضا علیه السلام در همه نمازهایشان این گونه بود:
بارالها مرا ببخش و به من رحم کن و از خطاهایم آنچه را که مىدانى بگذر، همانا تو عزیزتر و برتر و گرامىتر هستى.
بارالها مرا ببخش و به من رحم کن و از خطاهایم آنچه را که مىدانى بگذر، همانا تو عزیزتر و برتر و گرامىتر هستى.
على بن ابراهیم بن هـاشم مىگوید: یـاسر براى ما نقـل کرد و گفـت: امام رضا علیه السلام هنگامی که از نماز [پشت سر مأمون در خراسان] به خانه بر مىگشت، در حالی که عرق و غبار صورتش را گرفته بود، دستهایشان را بلند مىکردند و مىفرمودند:
بارالها! اگر رهایى من از این تنگنا به جز با مرگم حاصل نمىشود، مرگ را بزودى سراغ من بفرست، و پیوسته غمگین و دلگیر بود تا این که از دنیا رفت.
بارالها! اگر رهایى من از این تنگنا به جز با مرگم حاصل نمىشود، مرگ را بزودى سراغ من بفرست، و پیوسته غمگین و دلگیر بود تا این که از دنیا رفت.
از یونس بن عبدالرحمن نقل شده که:
امام على بن موسى الرضا علیهماالسلام ما را همواره به دعاء بر امام زمان علیه السلام امر مىنمودند.
امام على بن موسى الرضا علیهماالسلام ما را همواره به دعاء بر امام زمان علیه السلام امر مىنمودند.
از امام رضا علیه السلام نقل شده که همواره به اصحاب خود مىفرمودند:
بر شما باد سلاح پیامبران، از ایشان پرسیده شد که سلاح انبیاء چیست؟ حضرت فرمود: سلاح انبیاء دعا مىباشد.
بر شما باد سلاح پیامبران، از ایشان پرسیده شد که سلاح انبیاء چیست؟ حضرت فرمود: سلاح انبیاء دعا مىباشد.
رجاء بن ابى ضحّاک مىگوید:
امام رضا علیه السلام دعاهایش را با صلوات فرستادن بر محمد و خاندان او شروع مىکرد، و در نماز و غیر آن زیاد صلوات مىفرستاد.
امام رضا علیه السلام دعاهایش را با صلوات فرستادن بر محمد و خاندان او شروع مىکرد، و در نماز و غیر آن زیاد صلوات مىفرستاد.
ابراهیم بن عباس گفت:
امام رضا علیه السلام روزه [مستحبى] زیاد مىگرفت و در هر ماه روزه سه روز (اوّل و آخر و وسط ماه) از او فوت نمىشد.
امام رضا علیه السلام روزه [مستحبى] زیاد مىگرفت و در هر ماه روزه سه روز (اوّل و آخر و وسط ماه) از او فوت نمىشد.
نظرات شما عزیزان:
برچسبها:
تاريخ : چهار شنبه 15 بهمن 1393برچسب:امام شناسی,مطالب مذهبی,احادیث و,,,, | 8:32 | نویسنده : خـــــــــــادم الـرضـــا |




















لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید